تبليغاتX
nice_sentences - life for rent
ONE LIFE ...LIVE IT

يه روز صبح داشتم از پنجره اتاق آسمون آبي رو تماشا مي كردم كه ديدم يه پلاستيك داره با نهايت زيبايي و وقار اوج مي گيره؛

باد نميومد.... به احتمال جريان هوايي چيزي بود....

داشت بالا و بالا تر مي رفت و تصورم اين بود كه الان به شاخه اي يا ديواري چيزي گير مي كنه،

اما اون مغرورانه راهشو ادامه داد و فبل از رد شدن از سر پرچين يه پوزخند بهم زد!

 يه نتيجه گرفتم

 " براي پرواز كردن لازم نيست حتما پرنده باشي، پلاستيكها هم گاهي پرواز مي كنن!"

اما فرقي نبايد باشه بينشون!؟ نه؟!

 

چه بطالتی چه بطالتی...داره بدم میاد!...نمی شه من مرخص شم!؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 7:5 PM  توسط Mah  | 

 
Stats Maker Locations of visitors to this page